سخنرانی و ارائه حرفه ایمقاله ها

داستان گویی در سخنرانی

انسان چه کودک باشد و چه بزرگسال، داستان گویی و داستان شنیدن را دوست دارد

داستان گویی در سخنرانی می تواند سخنرانی ما را جذاب تر  و مخاطب پسندتر کند.

فواید داستان گویی در سخنرانی

داستان فواید زیادی دارد که با یک جستجوی ساده در گوگل می توان به نتایج بسیاری رسید.
از جمله موارد زیر که در کلاس هایم هم به خوبی آن ها را تجربه کرده ام:

-در هنگام داستان توجه مخاطبین بالا است.

-داستان مرتبط باعث ساده سازی می شود و مخاطبین موضوع را بهتر درک کنند.

-امکان به یاد آوری  آن حتی بدون یادداشت برداری مخاطبین بیشتر است.

یکی از نکات مهم در انتخاب داستان این است که از داستان مرتبط استفاده کنیم،

ارتباط داستان گویی و سه رکن متقاعد سازی ارسطو

ارسطو به تسلط بر سخنرانی خیلی اهمیت می داد و آن را یک ابزار ضروری در رهبری می دانست.

ارکان اصلی متقاعد سازی از نظر ارسطو شامل منطق، اخلاق و احساس است.

منطق به واژه ها و دلیل ها در صحبت اشاره دارد و ارسطو تأثیر آن را ۲۵ درصد می دانست.

اخلاق به شخصیت، رفتار و صداقت هنگام صحبت کردن اشاره دارد که ارسطو تأثیر آن را ۱۰ درصد می دانست.

احساس رکن سوم است که به درون مایه عاطفی صحبت اشاره دارد که ارسطو تأثیر آن را در ۶۵ درصد می دانست.

رکن احساس در متقاعد سازی بسیار تأثیر گذار تر است و از طرفی داستان بیشتر جنبه احساس دارد،

بنابراین از این نظر داستان می تواند خیلی تأثیر گذارتر باشد و ما می توانیم نکات اصلی سخنرانی خود را در قالب داستان بیان کنیم.

تمام سخنرانان بزرگ از داستان در سخنرانی خود استفاده می کنند. فیلم زیر یکی از سخنرانی های استیوجابز است که در آن با داستان های عالی و مرتبط مخاطبین را مجذوب سخنان خود کرده است.

داستان گویی با تجارب شخصی

داستانی مناسب است که به انتقال بهتر مقصود ما و جلب توجه مخاطبین کمک کند. داستان های تاریخی و مذهبی با توچه به قشر مخاطب می ­تواند مفید باشد.

خلاصه ای از فیلم ها و تجارب هم می تواند نقش داستان را ایفا کند.

اما تأثیر گذارتر از این ها داستان و تجاربی است که در زندگی الان خود می بینیم، مثلاً می توانید از تجارب شخصی خود استفاده کنید.

به طور مثال این داستان را به عنوان نمونه بخوانید:

«بک روز رمستانی در شهری غریب بودم، کت و شلوار شیک سیاه رنگی پوشیده بودم و ماشین هم نداشتم
حوالی غروب بود و هوا خیلی سرد! ماشین هم پیدا نمی شد، بعد از حدود نیم ساعت، ماشینی من را سوار کرد و هوا کامل تاریک شده بود، هیچ ماشینی در جاده نبود و رانننده، فردی بود، حدود ۴۰ ساله، با ظاهری نامرتب و دستان خالکوبی شده.
دستمالی به پیشانی خود بسته بود، هیچ حرفی نمی زد و لباس های او خونی و با سرعت خیلی بالایی حرکت می کرد اما بعد از  چند دقیقه حرکت کردن به جاده ای فرعی وارد شد و من از این که کلی پول و مدرک در جیب های خودم داشتم، بسیار نگران  و مضطرب بودم.

وقتی از راننده پرسیدم جواب دادند که بنزین ماشین روبه اتمام است.
نزدیک خانه ای شد  و جلوی خانه توقف کرد در حالی که دو نفر تفنگ به دست کنار خانه ایستاده بودند و با هم حرف می زند…

آیا دوست دارید ادامه داستان را بخوانید؟

داستان جذاب حتی اگر خسته باشید ذهن را کنجکاو  تمرکز را جلب می کند.

… راننده وارد خانه شد، من فقط به دنبال چاقوی خود بودم که آن را در دست بگیرم که راننده با دو ظرف ۴ لیتری بنزین از خانه خارج شد و به راه خود ادامه داد.

این قدرت داستان است که مخاطبین را مجذوب سخنران، می کند. باید روی لحن خود کار کنیم تا از نظر احساسی تأثیر گذار باشد.

در سخنرانی می توانیم بعد از داستان از مخاطبین سؤال بپرسیم و با این کار روی نکات مورد نظر تأکید کنیم که ما را در رسیدن به اهداف خود کمک کند،

اما در سخنرانی و گفت وگوهای مهم دقت کنید که به خوبی تمرین کرده باشید.

داستان نگفتن بهتر از بد داستان گفتن یا داستان بد تعریف کردن است.

دو نکته مهم در داستان گویی

tickداستان های دیگران را به نام خود نگویید و اخلاق را رعایت کنید.

-زبان بدن را جدی بگیرید. برای این کار حتماً جلوی آینه یا دوربین،  داستان گویی را تمرین کنید

مدیرسخن

در این وب سایت هدف ما رشد و تعالی فردی و شغلی شما است.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن